تصمیم موزه بریتانیا برای حذف واژه «فلسطین» از برچسبهای مربوط به خاورمیانه باستان، بحثی فراتر از یک اصلاح واژگانی را رقم زده است. این اقدام پس از نامهنگاری گروه «وکلای حقوقی برای اسرائیل»(UKLFI) صورت گرفت؛ گروهی حقوقی که در سالهای اخیر در مکاتبات رسمی با نهادهای عمومی بریتانیا، خواستار تغییر محتواهایی شده که بهباور آن ها «نادرست» یا «گمراهکننده» است. منتقدان اما میگویند آنچه رخ داده، نمونهای نگرانکننده از تأثیرگذاری فشارهای سیاسی بر روایتهای تاریخی در نهادهای فرهنگی است.موزه اعلام کرده کاربرد «فلسطین» برای توصیف سواحل شرقی مدیترانه در هزاره دوم پیش از میلاد «اصطلاحی جغرافیایی و تاریخیِ معنادار» نیست و برچسبها را به «کنعان» و «تبار کنعانی» تغییر داده است. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا این تصمیم صرفاً بر مبنای اجماع علمی گرفته شده یا در پاسخ به فشاری بیرونی که با تهدید ضمنی به اقدام حقوقی همراه بوده است؟
الگوی فشار حقوقی بر نهادهای عمومی
نامه گروه وکلای حامی اسرائیل به مدیر موزه، نیکلاس کالینان، استدلال میکرد استفاده از واژه «فلسطین» موجب «پاک شدن پادشاهیهای اسرائیل و یهودا» و «بازتعریف خاستگاه بنیاسرائیل» میشود. این چارچوب استدلالی، از منظر منتقدان نشان میدهد موضوع تنها دقت اصطلاحشناسی نیست، بلکه نزاعی بر سر روایت تاریخی و هویت سیاسی است.البته این نخستین بار نیست که چنین فشاری اعمال میشود. گزارشهایی درباره تغییر مدخلهای «کودکان بریتانیکا»(Britannica Kids) پس از مکاتبه این گروه منتشر شده است. پیشتر نیز بیمارستان چلسی و وستمینستر اثری هنری از کودکان غزه را حذف کرد و بعداً مشخص شد تنها شکایت رسمی ثبتشده از سوی همین گروه بوده است. همچنین دانشگاه اوپن در ژانویه با درخواست حذف اصطلاح «فلسطین باستان» از برخی مواد آموزشی موافقت کرد؛ اقدامی که با اعتراض شماری از اعضای هیئت علمی روبهرو شد.
مسئولیت علمی یا مصلحت نهادی؟
موزهها بهعنوان نهادهای حافظ میراث، وظیفه دارند روایتهایی مبتنی بر شواهد و پژوهش ارائه دهند. در تاریخنگاری خاور مدیترانه، نامهای متعددی برای اشاره به این منطقه در دورههای مختلف به کار رفته است؛ «کنعان»، «شامات»، «فلسطین» و دیگر عناوین. بسیاری از پژوهشگران از اصطلاح «فلسطین باستان» برای توصیف منطقه در دورههای کهن استفاده میکنند، در حالی که برخی دیگر ترجیح میدهند به نامهای خاص هر دوره ارجاع دهند. اختلافنظر علمی امری طبیعی است؛ اما شیوه حل آن اهمیت دارد.اگر تغییر واژگان نتیجه بررسیهای تخصصی و انتشار شفاف مبانی علمی باشد، میتوان آن را بخشی از پویایی دانش دانست. اما اگر این تغییر در پی فشار یک گروه ذینفع و بدون ارائه توضیح جامع درباره روند کارشناسی انجام شود، اعتماد عمومی به استقلال علمی نهاد آسیب میبیند. منتقدان میپرسند: آیا فردا گروهی دیگر با گرایش سیاسی متفاوت نمیتواند با استدلالی مشابه خواستار تغییرات تازه شود؟
نزاع بر سر روایت و حافظه
همزمانی این تصمیم با گزارشهای بینالمللی درباره آسیب به اماکن فرهنگی در غزه، حساسیتها را دوچندان کرده است. برای بخشی از افکار عمومی، حذف نام «فلسطین» از یک موزه معتبر غربی در کنار تخریب فیزیکی میراث فرهنگی، نشانهای از نزاعی گستردهتر بر سر حافظه تاریخی است. حتی اگر موزه چنین برداشتی را نپذیرد، نمیتواند از بار نمادین انتخاب واژگان بگریزد.
بازنویسی تاریخ همواره بخشی از منازعات سیاسی بوده است؛ از تغییر نام خیابانها تا بازچینش موزهها. اما تفاوت نهادهای علمی با بازیگران سیاسی در تعهد آنها به روش، شفافیت و تکثر روایتهاست. حذف یک واژه بدون ارائه چارچوبی روشن درباره دلایل و منابع، این خطر را دارد که تصمیم علمی بهعنوان تصمیمی سیاسی تلقی شود.
موزه بریتانیا میتواند با انتشار گزارش کارشناسی مفصل، دعوت از طیفی متنوع از پژوهشگران و حتی ارائه توضیحی در کنار برچسبها درباره مناقشه اصطلاحات، این بحران را به فرصتی برای گفتوگوی عمومی بدل کند. تاریخ منطقه شرقی مدیترانه پیچیدهتر از آن است که در یک نام خلاصه شود؛ اما همانقدر نیز حساس است که حذف یک نام، بیپیامد نماند. اگر نهادهای فرهنگی در برابر فشارهای بیرونی بهراحتی عقبنشینی کنند، پرسش درباره مرز میان استقلال علمی و مصلحت نهادی، بیش از پیش جدی خواهد شد.




نظر شما